4.مرداد.1405
خانهخبرگزارشتحلیلمصاحبهمقالهتاریخفرهنگورزشتیتر اخبارفروشگاهCat 0تماس

چرا ترامپ تنگە هرمز را میخواهد؟

چرا ترامپ تنگە هرمز  را میخواهد؟
23.تیر.1405

کاوان - اختصاصی برای Rojheatnews

حرف‌های او مبنی بر اینکه «ما تنگه را در دست می‌گیریم، اداره‌اش می‌کنیم و پول خیلی زیادی از کشورهای ثروتمند بابت این نگهبانی خواهیم گرفت»، فراتر از یک بلوف رسانه‌ای است. پشت پردهٔ این ادبیات ترامپی، سه استراتژی بسیار دقیق و مهندسی‌شده پنهان است که دقیقاً با فرضیهٔ «کور کردن پدافند ساحلی و کنترل جزایر» جفت‌وجور می‌شود:

١- بین‌المللی‌سازی و سلب حاکمیت ایران بر تنگه هرمز با اعلام رسمی لغو آتش‌بس و بمباران‌های ۴۸ ساعت گذشته در جاسک و چابهار، ارتش آمریکا عملاً سیستم ناوبری سنتی را مخدوش کرده است. پشت پردهٔ حرف ترامپ این است: ایران دیگر صلاحیت قانونی و نظامی مدیریت تنگه را ندارد. اصطلاح «فرشتهٔ نگهبان» یعنی آمریکا می‌خواهد یک ساختار بین‌المللی جدید (شبیه به یک کوریدور دریایی مستقل) ایجاد کند که تماماً تحت مدیریت سنتکام باشد. با این کار، حق حاکمیت ایران بر آب‌های سرزمینی‌اش در تنگه، بدون نیاز به بیانیهٔ جنگ زمینی، روی کاغذ و در میدان منحل می‌شود.

٢- دکترینِ «اجارهٔ امنیت»؛ فاکتور کردن هزینه جنگ برای اعراب و آسیا ترامپ صراحتاً گفت کشورهای دیگر بسیار ثروتمند هستند و نباید انتظار داشته باشند ما مجانی از تنگه محافظت کنیم. پشت پردهٔ مالی این ماجرا، باج‌گیری استراتژیک از دو طیف است: کشورهای حاشیه خلیج فارس (عربستان، امارات و قطر): ترامپ به آن‌ها می‌گوید اگر امنیت شاهرگ صادراتی‌تان را می‌خواهید، باید کل هزینهٔ لجستیک، ناوها و بمباران‌های پازلی ما را پرداخت کنید. قدرت‌های آسیایی (به‌ویژه چین، ژاپن و کره جنوبی): بیش از ۷۰ درصد نفت عبوری از تنگه هرمز به آسیا می‌رود. ترامپ با کنترل فیزیکی تنگه، عملاً نبض انرژی چین را در دست می‌گیرد و برای عبور هر نفت‌کشی به مقصد پکن، باج سیاسی و اقتصادی سنگینی دریافت خواهد کرد. این یعنی تبدیل کردن خلیج فارس به یک «باج‌گیری بوروکراتیک جهانی»

٣- بی‌وزن کردن تهدیدات هستهٔ تندرو در تهران وقتی خبرنگار فاکس‌نیوز از او درباره احتمال واکنش تند ایران پرسید، ترامپ با تحقیر گفت: «ما تنگه را می‌گیریم، آن‌ها هیچ چیز ندارند (They’ve got nothing)». این بخش از حرف او بازتاب همان اطلاعاتی است که از میدان بمباران‌ها به او رسیده؛ پدافند ساحلی ایران چنان آسیب دیده و رادارهای جاسک و بندرعباس چنان کور شده‌اند که واشنگتن مطمئن است هستهٔ تندروی قدرت در تهران، توان عملیاتی برای بستن واقعی تنگه را ندارد. بیانیه‌های وزارت خارجه ایران و متهم کردن آمریکا به ایجاد مسیرهای موازی و ناامن، نشان می‌دهد که تهران عملاً در موضع انفعال قرار گرفته است.

ترامپ بازی را از فاز «امنیتی-نظامی» به فاز «بیزنسِ ژئوپلیتیک» تغییر داده است. او با بمباران‌های پازلی، دست ایران را از مدیریت تنگه کوتاه کرده و حالا صندلی مدیریت این شاهراه را برای فروش به بالاترین قیمت گذاشته است. این فرمول یعنی «خصوصی‌سازی امنیت خلیج توسط کاخ سفید»؛ جایی که ایران خلع ید می‌شود، اعراب پولش را می‌دهند، چین گروگان انرژی آمریکا می‌شود و ترامپ پیش از انتخابات پاییز، بزرگ‌ترین پیروزی مالی-استراتژیک تاریخ آمریکا را به نام خود سند می زند.