9.اردیبهشت.1405
خانهخبرگزارشتحلیلمصاحبهمقالهتاریخفرهنگورزشتیتر اخبارفروشگاهCat 0تماس

وال ستریت ژورنال: سرنگونی حکومت ایران، تنها راە پایان دادن خطر

وال ستریت ژورنال: سرنگونی حکومت ایران، تنها راە پایان دادن خطر
14.فروردین.1405

منبع: Wall street journal - لەنووسینی: Elloit Kaufman
ترجمە: Rojhelat news

جنگ ایران از همان ابتدا با نوعی بدبینی و شکست‌باوری از سوی رسانه‌ها مواجه شد، و هیچ اتفاقی از آن زمان تاکنون نتوانسته فضای منفی حاکم را تغییر دهد. در مقابل، روایت دیگری در میان حامیان جنگ شکل گرفته که بر میزان دستاوردهای آمریکا و اسرائیل تاکنون تأکید می‌کند. اما این روایت نیز شاید چندان روشنگر نباشد.

رئیس‌جمهور ترامپ در سخنرانی خود خطاب به ملت در روز چهارشنبه گفت که آمریکا به «پیروزی‌هایی دست یافته که کمتر کسی تاکنون نظیر آن را دیده است». با این حال، او اذعان کرد که هنوز کارهای زیادی باقی مانده است. هدف جنگ، از بین بردن تهدید ناشی از توانایی‌های ایران است؛ شامل موشک‌ها، برنامه هسته‌ای، پهپادها و نیروی دریایی. آمریکا و اسرائیل همچنین در پی ایجاد شرایطی هستند که به مردم ایران فرصت سرنگونی حکومت را بدهد، اما این موضوع پس از پایان بمباران‌ها به خود ایرانیان بستگی دارد. در حال حاضر، خوش‌بین‌ها از ما می‌خواهند بر موشک‌ها تمرکز کنیم؛ موشک‌هایی که در حال نابودی هستند، همراه با توانایی ایران برای تولید بیشتر آن‌ها.

این استدلال زمانی قانع‌کننده‌تر بود اگر برای نخستین بار مطرح می‌شد. اما اکنون این سومین بار است. پس از حمله تلافی‌جویانه اسرائیل به ایران در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۴، قرار بود برنامه موشک‌های بالستیک ایران به‌طور قابل توجهی عقب رانده شود. بنیامین نتانیاهو در دسامبر ۲۰۲۴ به من گفت که حمله اسرائیل به میکسرهای صنعتی، که تجهیزات حیاتی برای تولید موشک هستند، «باعث شده اکنون آن‌ها مجبور باشند حساب کنند چه میزان مهمات دارند، زیرا احیای آن چند سال زمان خواهد برد.»

ای کاش چنین بود. هفت ماه بعد، در ژوئن ۲۰۲۵، آقای نتانیاهو به‌درستی استدلال کرد که برنامه موشکی ایران بازسازی شده و تهدیدی وجودی ایجاد کرده است. در آستانه جنگ ۱۲ روزه، اسرائیل بر این باور بود که ایران ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ موشک بالستیک در اختیار دارد و به‌زودی قادر خواهد بود تولید انبوه آن‌ها را آغاز کند. اسرائیلی‌ها بیم داشتند که ایران تا سال ۲۰۲۶ حدود ۶۰۰۰ موشک و تا ۲۰۲۸ حدود ۱۰ هزار موشک در اختیار داشته باشد.

پس از جنگ ۱۲ روزه، اسرائیلی‌ها بار دیگر ارزیابی کردند که برنامه موشکی ایران را به‌طور پایدار تضعیف کرده‌اند. در حالی که در اکتبر ۲۰۲۴ اسرائیل تنها ۱۴ هدف مرتبط با موشک را هدف قرار داده بود، در ژوئن ۲۰۲۵ چند صد هدف را مورد حمله قرار داد و برآورد کرد که نیمی تا دو سوم از ۴۰۰ سکوی پرتاب موشک ایران را نابود کرده است. باز هم گفته شد که برنامه موشکی ایران برای چند سال عقب افتاده است.

بدون این حملات، اکنون در وضعیت بسیار بدتری قرار داشتیم. اما ایران با کمک چین پس از ژوئن دوباره بازسازی شد. ظرف چند ماه، برنامه موشکی آن بار دیگر به بهانه‌ای برای جنگ جدید تبدیل شد. اسرائیل برآورد می‌کند که ایران پیش از این جنگ اخیر دوباره ۲۵۰۰ موشک در اختیار داشت، همراه با ۴۷۰ سکوی پرتاب، و روند تولید نیز شتاب گرفته بود. تاکنون ایران بیش از ۱۰۰۰ موشک شلیک کرده و بهای آن را نیز پرداخته است.

این بار، اسرائیل به تنهایی بیش از ۲۰۰۰ هدف مرتبط با موشک را هدف قرار داده است، بسیار بیشتر از ماه ژوئن. کل زیرساخت صنعتی-دفاعی ایران در حال نابودی است. این موضوع تازه است و دستاوردی واقعی محسوب می‌شود که هرگونه بازسازی ایران را بسیار دشوارتر خواهد کرد. اما وقتی برای سومین بار در ۱۷ ماه به ما گفته می‌شود که موشک‌ها و سکوهای پرتاب رو به کاهش هستند و تا سال‌ها قابل بازسازی نیستند، باید قدری تردید را حفظ کنیم. پس از پایان جنگ، وقتی نخستین کشتی باری چینی مواد اولیه کلیدی سوخت موشکی را به ایران حمل کند، چه کسی جلوی آن را خواهد گرفت؟

کاهش ۹۰ درصدی شلیک موشک‌های ایران نسبت به روز نخست، که به‌طور گسترده به آن استناد می‌شود، موضوع کوچکی نیست. مشکل این است که ما این آمار را در ۵ مارس نیز شنیده بودیم. آنچه کمتر دلگرم‌کننده است، تداوم نرخ شلیک موشک‌ها و پهپادهای ایران در هفته‌های اخیر است.

شاید نیروی دریایی ایران بیش از همه آسیب دیده باشد. اما حتی در این زمینه نیز، آمار قابل توجه غرق یا آسیب‌دیدگی بیش از ۱۵۵ شناور، تعیین‌کننده نیست؛ زیرا ایران تنها به قایق‌های تندرو کوچک، مین‌ها و پهپادها برای اخلال در کشتیرانی نیاز دارد.

تنها راه پایدار برای پایان دادن به خطر ناشی از موشک‌ها، پهپادها و شناورهای ایران، سرنگونی حکومتی است که این‌ها را به تهدیدی غیرقابل قبول تبدیل می‌کند. اما قرار است قیام مردمی به تعویق بیفتد. ترامپ در روز نخست خطاب به ایرانیان گفت: «در پناه بمانید. از خانه خارج نشوید. بمب‌ها همه‌جا فرود خواهند آمد. وقتی کار ما تمام شد، حکومت خود را به دست بگیرید.»

خوش‌بین‌ها توضیح می‌دهند که چون جنگ هنوز پایان نیافته، نباید انتظار اعتراضات گسترده مردمی داشت. با این حال، منتظر ماندن تا پایان بمباران‌ها نیز کاملاً منطقی به نظر نمی‌رسد. بدون پوشش هوایی آمریکا یا اسرائیل، آیا معترضان ایرانی بار دیگر در خیابان‌ها قتل‌عام نخواهند شد؟

اگر آمریکا در قالب توافقی برای بازگرداندن جریان انرژی از طریق تنگه هرمز از جنگ خارج شود، دیگر نمی‌تواند به‌طور آشکار از ایرانیان حمایت کند. حتی ممکن است ترامپ مجبور شود اسرائیل را نیز از این کار بازدارد. شاید در نهایت بهتر باشد که جنگ بدون توافق رسمی درباره هرمز پایان یابد. و روز چهارشنبه، رئیس‌جمهور به‌نوعی هدف را تغییر داد: «تغییر رژیم هدف ما نبود. ما هرگز نگفتیم تغییر رژیم، اما تغییر رژیم رخ داده زیرا همه رهبران اصلی آن‌ها کشته شده‌اند.»

ترامپ همچنان گزینه‌های قدرتمندی برای تشدید جنگ در اختیار دارد. با این حال، هر یک از این گزینه‌ها خطرات قابل توجهی به همراه دارد. تصرف جزیره خارک، پایانه صادرات نفت ایران، می‌تواند نیروهای آمریکایی را به خطر اندازد، بدون آنکه الزاماً ایران را در تنگه هرمز وادار به عقب‌نشینی کند. آسیب رساندن به زیرساخت‌های نفتی جزیره نیز قیمت‌ها را بیشتر افزایش خواهد داد. خارج کردن اورانیوم غنی‌شده ایران از زیر اصفهان و فردو نیز می‌تواند به مأموریتی طولانی و خطرناک برای نیروهای ویژه تبدیل شود.

هیچ‌یک از این‌ها به این معنا نیست که روایت شکست‌باورانه درست است. جنگ، برخلاف آنچه تقریباً از ابتدا گفته می‌شد، «طولانی نشده است». جدول زمانی نظامی چهار تا شش هفته بود، و اکنون در هفته پنجم هستیم. حتی چند هفته بیشتر نیز این جنگ را به «باتلاق» تبدیل نمی‌کند، آن‌گونه که به شکلی مضحک از هم‌اکنون نامیده شده است. این تنها بازتاب واقعیتی است که ایران با بستن تنگه هرمز، گزینه هسته‌ای دیگر را فعال کرده و هزینه‌ای بلندمدت برای حکومت خود ایجاد کرده است.