9.اردیبهشت.1405
خانهخبرگزارشتحلیلمصاحبهمقالهتاریخفرهنگورزشتیتر اخبارفروشگاهCat 0تماس

چرا کوردها باید در ترسیم آینده ایران نقش داشته باشند

چرا کوردها باید در ترسیم آینده ایران نقش داشته باشند
18.فروردین.1405

منبع: The Washington times - نوشتە: دکتر صلاح بایزیدی-نمایندە حزب کوملە کوردستان ایران در آمریکا
ترجمە: Rojhelatnews

حکمرانی پایدار به مشروعیت، فراگیری و اعتماد عمومی وابسته است

سه سال پیش، کوردهای ایران نقش پیشرویی در جنبش «زن، زندگی، آزادی» ایفا کردند. مرگ یک زن جوان کورد در حالی که در بازداشت گشت ارشاد ایران بود، موجی از خشم سراسری را برانگیخت. آنچه از شهر سقز آغاز شد، به‌سرعت به هر ۳۱ استان ایران گسترش یافت و بیش از ۱۶۵ شهر و ۱۴۴ دانشگاه را دربر گرفت. این جنبش به یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی حکومت ایران در تاریخ معاصر تبدیل شد.

این، رویدادی منفرد در تاریخ ایران نبود. اوایل سال جاری، موج دیگری از اعتراضات، بار دیگر مطالبات برای تغییرات بنیادین سیاسی را بازتاب داد. در منطقه کوردستان، اعتصاب عمومی در بخش کسب‌وکارها همبستگی با معترضان در تهران و دیگر شهرها را نشان داد و این ایده را تقویت کرد که مشارکت کردها با جنبش گسترده‌تر ملی علیه حکومت درهم‌تنیده است. واکنش حکومت بسیار خشن بود؛ با کشتارهای گسترده و بازداشت‌های وسیع که نشان‌دهنده هزینه سنگین مخالفت سیاسی در ایران است.

با شدت گرفتن بحث‌ها درباره آینده ایران در سایه جنگ، هرگونه چشم‌انداز جدی برای گذار به یک نظام باثبات و دموکراتیک، باید کوردها را نیز دربر گیرد. در واقع، احزاب سیاسی کورد نماینده میلیون‌ها نفر هستند و از ظرفیت سازمانی قابل توجه و حمایت گسترده مردمی برخوردارند. با این حال، اغلب از زاویه‌ای محدود و امنیتی به آن‌ها نگریسته می‌شود و به‌عنوان تهدیدی برای تمامیت ارضی ایران تصویر می‌شوند.

این نوع نگاه، نتیجه‌ای معکوس دارد. حق تعیین سرنوشت در حقوق بین‌الملل به رسمیت شناخته شده است و جنبش‌های کوردی در ایران بارها نشان داده‌اند که ترجیح آن‌ها، مشارکت سیاسی و حکمرانی مسئولانه است، نه تجزیه و تکه‌تکه شدن کشور. آن‌ها نه‌تنها عاملی برای بی‌ثباتی نیستند، بلکه ظرفیت آن را دارند که به شکلی معنادار در ایجاد نظمی سیاسی فراگیرتر و باثبات‌تر در چارچوب ایرانی متحد سهیم باشند.

از نظر تاریخی، کوردها همواره در خط مقدم مقاومت در برابر جمهوری اسلامی قرار داشته‌اند. در سال ۱۹۷۹، آن‌ها به‌طور قاطع همه‌پرسی‌ای را که پس از انقلاب اسلامی نظام کنونی را بنیان نهاد، رد کردند و از همان ابتدا مخالفت خود را با یک دولت دینیِ انحصارگرا نشان دادند. در دهه‌های پس از آن، جنبش‌های کوردی دامنه مطالبات خود را فراتر از خواسته‌های منطقه‌ای گسترش داده و خود را با آرمان‌های گسترده‌تر دموکراتیک همسو کرده‌اند؛ آرمان‌هایی که در پی متحد ساختن جمعیت متنوع ایران، از جمله دیگر گروه‌های اتنیکی و اجتماعی به حاشیه رانده‌شده، هستند.

امروز، ایران در مقطعی سرنوشت‌ساز قرار دارد. گذارهای سیاسی نه‌تنها با فروپاشی نظام‌های موجود تعریف می‌شوند، بلکه به نظام‌هایی که جایگزین آن‌ها می‌شوند نیز وابسته‌اند. حکمرانی پایدار بر پایه مشروعیت، فراگیری و اعتماد عمومی استوار است. کنار گذاشتن گروه‌هایی که ریشه‌های عمیق اجتماعی و تجربه سیاسی دارند، راهی به سوی ثبات نیست؛ بلکه نسخه‌ای برای تجدید درگیری و تکه‌تکه شدن است.

بنابراین، مشارکت کوردها یک گزینه اختیاری نیست؛ بلکه ضرورتی اساسی است. نیروهای سیاسی کورد ترکیبی از مشروعیت مردمی، تجربه سازمانی و آمادگی برای همکاری با دیگر نیروهای مخالف را به همراه دارند. این ویژگی‌ها برای ساختن نظمی پس از بحران که بر تکثرگرایی، حکمرانی نمایندگی‌محور و انسجام اجتماعی استوار باشد، حیاتی هستند. حضور آن‌ها، در کنار دیگر جوامع، بهترین فرصت را برای یک گذار متوازن و معتبر فراهم می‌کند.

تحریف و معرفی جنبش‌های کوردی به‌عنوان ذاتاً تهدیدآمیز، این امکان را تضعیف می‌کند. چنین رویکردی افق سیاست‌گذاری را محدود می‌سازد، ائتلاف‌های بالقوه را ضعیف می‌کند و همان الگوهای طرد و حذف را تقویت می‌کند که دهه‌ها ناآرامی را دامن زده‌اند. درک دقیق‌تر این است که بازیگران کورد را شرکایی در شکل‌دهی آینده‌ای دموکراتیک بدانیم، نه مانعی بر سر راه آن.

برای سیاست‌گذاران، به‌ویژه در ایالات متحده، این تغییر نگاه حیاتی است. حمایت از مردم ایران مستلزم راهبردی است که شامل تعامل با گروه‌های معتبر مخالف، گسترش دسترسی به فناوری‌های ارتباطی — به‌ویژه در پرتو سرکوب‌های اخیر و اختلالات طولانی‌مدت اینترنت — و پشتیبانی از اشکال مسالمت‌آمیز اعتراض، مانند اعتصاب‌ها، در صورت تداوم حکومت باشد. همچنین باید به این واقعیت توجه داشت که منطقه کوردستان طی بیش از چهار دهه، سهمی نامتناسب از اعدام‌های سیاسی و نظامی‌سازی مستمر را تحمل کرده است؛ امری که مشارکت کوردها را نه‌تنها یک ضرورت راهبردی، بلکه مسئله‌ای مرتبط با مسئولیت‌پذیری تاریخی می‌سازد.

اقدامات تکمیلی ایالات متحده می‌تواند شامل برنامه‌هایی برای تشویق جدایی نیروهای نظامی از حکومت، مطابق با معیارهای حقوق بشر، و نیز تلاش‌هایی برای هدف قرار دادن شبکه‌های مالی باقی‌مانده وابسته به نخبگان نزدیک به حکومت باشد. ایجاد صندوقی اختصاصی برای دموکراسی به‌منظور حمایت از مردم ایران نیز می‌تواند نشانه‌ای از تعهد بلندمدت به گذار سیاسی و توسعه نهادهای دموکراتیک باشد.

تعامل با بازیگران کورد نباید به‌عنوان امتیازدهی تلقی شود، بلکه باید ضرورتی اجتناب‌ناپذیر دانسته شود. نقش آن‌ها در آینده ایران، نقشی مرکزی است نه حاشیه‌ای. ایران باثبات و دموکراتیک نمی‌تواند از دل رویه‌های انحصارگرایانه‌ای که بخش‌های مهمی از جمعیت کشور را نادیده می‌گیرد، پدید آید. بلکه باید بر پایه فراگیری، شناسایی متقابل و مسئولیت سیاسی مشترک بنا شود.

مشارکت کوردها اجتناب‌ناپذیر است. به رسمیت شناختن و ادغام نقش آن‌ها در شکل‌دهی آینده ایران، نه‌تنها مسئله‌ای مربوط به عدالت، بلکه پیش‌شرطی برای ثبات پایدار و تغییر دموکراتیک معنادار است.

Ukraine