9.اردیبهشت.1405
خانهخبرگزارشتحلیلمصاحبهمقالهتاریخفرهنگورزشتیتر اخبارفروشگاهCat 0تماس

چرا محاصرهٔ ایران کارساز نیست

چرا محاصرهٔ ایران کارساز نیست
3.اردیبهشت.1405

نوشتە: دکتر شوکریا برادوست
منبع: nationalinterest - ترجمە: Rojhelatnews

تلاش‌های دولت دونالد ترامپ برای وادار کردن ایران، اگر زودتر اعمال می‌شد، می‌توانست مؤثرتر باشد.
از زمانی که دولت ترامپ در ۱۳ آوریل یک محاصرهٔ دریایی علیه ایران اعمال کرد، بحث‌ها دربارهٔ این اقدام عمدتاً بر این متمرکز بوده که آیا بیش از حد پرخطر، بیش از حد ضعیف، یا بیش از حد مختل‌کنندهٔ بازارهای نفت است یا نه. اما مشکل واقعی ساده‌تر است: واشینگتن ابزار اجبار درستی را در زمان نادرست انتخاب کرد. پیش از جنگ مستقیم، یک محاصره می‌توانست فشار بر رژیمی را که هنوز در تلاش برای اجتناب از رویارویی تمام‌عیار بود و همچنان به دنبال توافقی با شرایط قابل‌تحمل می‌گشت، افزایش دهد.

این یک فرصت فرضی نبود. در هفته‌های منتهی به آغاز جنگ در پایان فوریه، رهبران ایران نشانه‌هایی از ترجیح خود برای پرهیز از تشدید تنش بروز دادند. کانال‌های دیپلماتیک همچنان فعال بودند و مقامات بر امکان دستیابی به یک نتیجهٔ مذاکره‌ای تأکید داشتند، نه اقدام نظامی پیش‌دستانه. حتی با افزایش تنش‌ها در فوریه، تهران از آغاز درگیری خودداری کرد، چرا که می‌دانست به‌عنوان آغازگر جنگ شناخته شدن، هزینه‌های سیاسی و راهبردی بالایی به همراه دارد.

در آن چارچوب، محاصره لزوماً ایران را به سمت جنگ سوق نمی‌داد. برعکس، می‌توانست انگیزهٔ موجود تهران برای اجتناب از تشدید تنش را تقویت کند. در مواجهه با فشار اقتصادی فزاینده، رژیم دلایل قوی‌تری برای مذاکره می‌داشت تا اینکه خطر رویارویی‌ای را بپذیرد که می‌توانست بقای آن را تهدید کند—آن هم پیش از آغاز جنگ.
اما پس از شروع جنگ، همین محاصره دیگر کمتر یک ابزار اجبار بود و بیشتر به مرحله‌ای دیگر در نردبان تشدید تنش تبدیل شد؛ مرحله‌ای که به تهران فرصت‌های تازه‌ای داد تا هزینه‌های انرژی جهانی را افزایش دهد، بحران را گسترش دهد، و بار سیاسی را دوباره به دوش ایالات متحده بیندازد.

این فرصت از دست‌رفته وقتی روشن‌تر می‌شود که به توقف «جنگ ۱۲روزه» در ژوئن ۲۰۲۵ نگاه کنیم. این درگیری کوتاه، لحظهٔ بیشترین آسیب‌پذیری رژیم ایران را رقم زد. برای دهه‌ها، دکترین دفاع پیش‌دستانهٔ تهران دقیقاً برای جلوگیری از رسیدن جنگ به خاک ایران طراحی شده بود. این دکترین تقریباً بلافاصله پس از حملهٔ اسرائیل به ایران در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ فروپاشید.

حملات اولیه—به‌ویژه حذف سریع فرماندهان ارشد—شوک، آشفتگی و گسست موقتی در ساختار فرماندهی رژیم ایجاد کرد. اما جنگ پایان نیافت؛ صرفاً متوقف شد. نکتهٔ مهم این بود که رژیم درک کرد توقف خصومت‌ها در ۲۴ ژوئن به معنای حل‌وفصل درگیری نیست، بلکه فقط وقفه‌ای موقت است. از آن نقطه به بعد، وارد حالت آماده‌سازی شد.

در ماه‌های پس از جنگ، ایران به سمت غیرمتمرکز کردن ساختارهای فرماندهی، ایجاد افزونگی در سیستم‌ها، و پراکنده‌سازی اختیار تصمیم‌گیری حرکت کرد. این سازگاری‌ها برای تضمین بقا در شرایط حمله و حفظ توان تلافی‌جویانه حتی تحت فشار مداوم طراحی شده بودند. این موضوع توضیح می‌دهد که چرا ایران با وجود از دست دادن رهبر عالی خود، علی خامنه‌ای، و فرماندهان ارشد، و همچنین مواجهه با فشار خارجی مستمر، همچنان تاب‌آور باقی مانده است. پاسخ صرفاً تعهد ایدئولوژیک یا سرکوب نیست—هرچند هر دو اهمیت دارند—بلکه یک سازگاری ساختاری است. رژیم سریع‌تر از آنکه رقبایش راهبرد خود را تطبیق دهند، با واقعیت جدید سازگار شد.
با این حال، مهم‌ترین تغییر، راهبردی بوده است. تهران در مواجهه با فشار مداوم، به آنچه می‌توان «کارت جغرافیا» نامید روی آورده است. تهدید به بستن تنگه هرمز—که زمانی گزینه‌ای در آخرین مرحله تلقی می‌شد—اکنون به محور راهبرد بقای ایران تبدیل شده است. با نشان دادن توانایی خود برای مختل کردن یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان، ایران راهی یافته تا هزینه‌های تقابل را به خارج منتقل کند و یک بحران دوجانبه را به بحرانی جهانی تبدیل سازد.

راهبرد در حال تحول ایران، منطق محاصرهٔ آمریکا را در این مرحله از جنگ به‌طور بنیادین تغییر داده است. به‌جای منزوی کردن ایران، خطر گسترش بحران را افزایش می‌دهد. به‌جای وادار کردن سریع به امتیازدهی، انگیزه‌هایی برای تهران ایجاد می‌کند تا در حوزه‌هایی که برتری نامتقارن دارد، تنش را بالا ببرد. در عین حال، این محاصره نتوانسته حمایت گستردهٔ بین‌المللی لازم برای اعمال فشار پایدار را جلب کند.

شاید مهم‌تر از همه، خود محیط راهبردی به‌گونه‌ای تغییر کرده که به‌سادگی قابل بازگشت نیست. فرض اینکه خاورمیانه بتواند به وضعیت پیش از جنگ بازگردد، دیگر واقع‌بینانه نیست. ایران ساختار نظامی خود را تطبیق داده، موضع بازدارندگی خود را بازتعریف کرده، و نشان داده که در صورت تهدید بقا، حاضر به تشدید تنش است. کشورهای منطقه نیز تحت تأثیر این درگیری دگرگون شده‌اند. عراق و کشورهای حوزهٔ خلیج فارس مستقیماً در معرض حملات ایران یا پیامدهای غیرمستقیم آن قرار گرفتند، که احساس امنیت و ثبات آنها را متزلزل کرد. در خلیج فارس، این حملات نه‌تنها زیرساخت‌ها و قلمرو را هدف گرفتند، بلکه اعتبار ترتیبات امنیتی دیرینه با ایالات متحده را نیز به چالش کشیدند.

محاصره—که زمانی به‌عنوان ابزاری برای وادار کردن تهران طراحی شده بود—اکنون در بهترین حالت به مکانیزمی برای مدیریت تشدید تنش تبدیل شده است؛ راهی برای فشار آوردن به ایران جهت بازگشایی تنگه هرمز و محدود کردن اختلال، نه تغییر بنیادین رفتار آن. گسترش بیشتر آن خطر تقویت همان پویایی‌هایی را دارد که قرار بود از آنها جلوگیری کند. اقدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در توقیف دو کشتی باری در ۲۲ آوریل—پس از توقیف کشتی‌های مرتبط با ایران توسط آمریکا در اوایل همان هفته—نشان می‌دهد که اقدامات تشدیدی ایران هنوز به پایان نرسیده است. ایران پیش‌تر نشان داده که وقتی تهدیدی وجودی احساس کند، حاضر است به‌صورت افقی تنش را گسترش دهد: با هدف قرار دادن کشتیرانی، افزایش هزینه‌های اقتصادی جهانی، و گسترش درگیری فراتر از مرزهای خود.

این همان خطای راهبردی اصلی است: ابزارهای اجبار بیشترین اثر را پیش از آن دارند که طرف مقابل خود را با شرایط تطبیق دهد، نه پس از آن. تا زمانی که کاخ سفید در این ماه به اعمال محاصره روی آورد، لحظهٔ بیشترین آسیب‌پذیری از دست رفته بود. ایران دیگر در حالت شوک واکنش نشان نمی‌داد، بلکه با دکترینی بازنگری‌شده عمل می‌کرد.


دربارهٔ نویسنده: شکریه برادوست
شکریه برادوست پژوهشگر دکتری و تحلیلگر امنیت بین‌الملل در Virginia Tech است که تخصص او در حوزهٔ ژئوپلیتیک، بازیگران غیردولتی، گروه‌های شبه‌نظامی و مسائل خاورمیانه است. او یک حقوقدان آموزش‌دیده و عضو International Federation of Journalists است و بیش از ۱۵ سال تجربه به‌عنوان روزنامه‌نگار، ویراستار و مفسر رسانه‌ای دارد.
او با Middle East Institute همکاری دارد و از نویسندگان The Washington Institute for Near East Policy به‌شمار می‌رود. دیدگاه‌های او در طیف گسترده‌ای از رسانه‌ها، از The Jerusalem Post تا Al Jazeera منتشر شده و او به‌طور منظم به‌عنوان مهمان در برنامه‌های خبری و امور جاری بین‌المللی حضور دارد.