23.اردیبهشت.1405
خانهخبرگزارشتحلیلمصاحبهمقالهتاریخفرهنگورزشتیتر اخبارفروشگاهCat 0تماس

خانوادە انقلاب ژینا: برای کسب اعتماد، سپاە کوردستان را تشکیل دهید

خانوادە انقلاب ژینا: برای کسب اعتماد، سپاە کوردستان را تشکیل دهید
13.اردیبهشت.1405

با توجه به سابقه ی زندگی صد سال گذشته و تجربه زیسته‌ی مردمان حاشیه که از هر نوع سهم و مشارکت در حاکمیت بی‌بهره بوده‌اند و همه فعالیت های سیاسی،مدنی،فرهنگی و انتقادی آنها از جانب قدرتهای بیگانه که مرکزگرا بوده‌اند با سرکوب،نفی،تحقیر و انکار روبه‌رو شده است و تجربه مبارزات احزاب در برحه‌هایی مانند بعد از انقلاب (۱۳۵۷) ایران و شکست های نظامی احزاب کوردستان و برجسته سازی عمدی اختلافات میان احزاب کوردی از سوی رژیم‌های مرکزی و بیگانه و گاها نقل‌ها و روایت های شفاهی ناقص و سطحی مسن‌ترها از اختلافات و همچنین شکست‌های نظامی احزاب کوردستان و ایضا مرتبط کردن عدم پیشرفت در کردستان به‌وجود احزاب کورد (که برای تضعیف جایگاه احزاب در بین مردم اتفاق افتاده است ) ،همگی باعث بدبینی در بین عده‌ای از مردم عادی نسبت به احزاب شده است که این بدبینی نه فقط نسبت به احزاب بلکه نسبت به هر سازوکاری که در صدد کسب قدرت و حاکمیت باشد وجود دارد .
در واقع بدبینی و بی‌اعتمادی به هر نوع از حاکمیت و ترس از تکرار تجربه‌های زیسته صدسال گذشته در افکار مردم ریشه دوانده است.

این بخش از جامعه کوردستان نیاز به نظر سنجی در بین اقشار مختلف دارد که فراوانی آنها مشخص گردد اما در مناطق مختلف کوردستان میتواند درصدهای قابل توجهی را شامل شود . این بخش از جامعه در اوج بی اعتمادی میتواند درگیر سندرم استکهلم شوند و همچنان حاکمیت بیگانه را ترجیح دهند.
بخش دیگر مردم که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند آگاه به دشمنی حاکمیت مرکزی میباشند و درصورتی که فعالیت‌های سازمان یافته شکل بگیرد برای حق تعیین سرنوشت و در راه ناسیونالیسم کوردی تلاش میکنند به شرطی که سازمان‌یافتگی،اتحاد،فعالیت برنامه‌دار و در چهارچوب نیل به آزادی ، رفاه و دموکراسی را از احزاب ببینند.

در آخر نخبگان و فعالین مدنی کوردستان باید شنیده شوند آنها به شدت سیاست‌زده هستند و نیاز است که با شکل هایی از تلاش برای کسب حق تعیین سرنوشت آشتی داده شوند و اطمینان حاصل کنند که استقلال خود را از دست نمی‌دهند .
تلاش برای کسب حق تعیین سرنوشت که در چهارچوب مبارزات ضد دیکتاتوری و ضد حکومت‌های توتالیتر و مرکزگرا با نیروهای تروریستی میباشد نیاز مبرم به مبارزات نظامی احزاب دارد .

میدانیم که مبارزات احزاب از نقاط افتخار و دارای ارزش معنوی در حفظ خاستگاه کوردستان به عنوان ملت پیشرو در درک وقایع تاریخی میباشد اما ناگفته نماند بد‌بینی‌ها به علت ترس مردم از تکرار هزینه ها میباشد اگر احزاب تصمیم بگیرند که مداخله فعال‌تر داشته باشند اما در نهایت منجر به پیروزی قاطع ملت کورد نشود و در عوض بهانه ای برای تحمیل هزینه و یا اعلام جهاد یا هر نوع حمله دیگری از سوی حاکمیت بیگانه شود ترس های مردم به واقعیت می‌پیوندد. کما اینکه انتقادات واردی‌ هم به فعالیت احزاب در زمان قبل از جنگ وجود دارد. در هر حال در این مقطع ما نیاز به بستری داریم که نقش و وظایف احزاب و جامعه به درستی تعریف و ایفا شود و این‌دو هم‌افزایی پیدا کنند تا مبارزات آزادی بخش روژهلات کوردستان به نتیجه برسد و اینکه آخرین امیدهای اجرایی خود را باید در داخل جستجو کرد و برای آن برنامه عملیاتی و متناسب با تغییرات درحال وقوع در جهان پیرامون را به رسمیت بشناسیم و اقدام کنیم که از مهم‌ترین رکن های آن اولآ برنامه های عملیاتی کارشناسی شده و مترتب از جانب احزاب و ثانیا کسب وجاهت سیاسی و حقوقی بین‌الملی و دیپلماتیک در مبارزات ضد تروریستی میباشد .

پس برقراری آشتی میان نخبگان و‌جامعه مدنی با حق تعیین سرنوشت به معنی آشتی میان آنها با احزاب (به عنوان عاملیت) میباشد . وقتی از آشتی حرف میزنیم منظور حداکثر تلاش در تعامل و هم افزایی میان اجزای مختلف میباشد .
در اینجا روشن است که احزاب مسئولیت اصلی را بر دوش دارند . هم مبارزات با دشمن خارجی را باید پیش ببرد هم برای پیشرفت و کارگر افتادن مبارزات باید تلاش کند اعتماد عموم و اطمینان نخبگان را جلب کنند . کسب اعتماد و اطمینان جامعه ، راه را برای کسب پیروزی هموار میکند .
با این اوصاف احزاب اگر بتوانند با تکیه بر اصلی ترین اشتراکات خود ، یعنی دشمن واحد ، ملت بی دولت یا فدرال یا هر عنوان دیگری ( در هر حال ملت بدون حق تعیین سرنوشت ) متحد شوند ، در این صورت میتوانند اعتماد و اطمینان را زنده کنند . اتحاد احزاب برای کسب اعتماد عموم ، بهتر است که عملی ، واقع بینانه و قابل رویت و درک برای مردم باشد.

بهترین روش برای کسب این اعتماد ، اتحاد نظامی نیروهای احزاب به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان آنها میباشد که در شرایط جنگ با نیروی تروریستی تنها راه پیروزی هم این اتحاد میباشد .
اتحاد سیاسی احزاب ( مرکز دیالوگ ) را مردم دیدند و با اعتصاب بی سابقه کل روژهلات در هجدهم دی ماه ۱۴۰۴ به آن پاسخ دادند . حال اتحاد و هم افزایی نظامی احزاب میتواند با نمود تبدیل کل روژهلات به نیروی مبارز و پای کار جهت کسب حق تعیین سرنوشت جواب بگیرد .
در این حالت احزاب چه در حال و چه در آینده میتوانند در رقابت سیاسی سازنده قرار بگیرند . این تنها راهیست که حتی در اوج قدرت نظامی و سیاسی حکومت بیگانه ایرانی میتواند روژهلات را آزاد کند چه رسد به اکنون که توان نظامی و سیاسی آن در ضعیف ترین حالت خود است .

ما نیز به اجماع و آشتی داخلی با اولویت قطعی کوردستان نیاز داریم .
مردم روژهلات نیازمند درک توان اثر گذاری و کسب مشروعیت در مبارزات ضد حکومت تروریستی در میدان های سیاسی بین المللی میباشد در شرایطی که تغییرات دلالت بر نظمی نوین در خاورمیانه دارد. در این برهه اگر احزاب فرصت را از دست بدهند هم ثمره مبارزات چند دهه‌ای هدر می‌رود هم در مناسبات بین الملل و نظم نوین خاورمیانه جایگاهی نخواهیم داشت ( مخصوصا با وجود دولت ترکیه که یکی از موانع اصلی سر راه خواهد بود ) و هم فرصت حق تعیین سرنوشت خود را به واسطه بی اعتمادی و ناامیدی بیشتر مردم از دست میدهیم . در واقع کوردستان این فرصت را از دست میدهد . در نهایت مردم بدبین ، نخبگان ، احزاب و ... کوردستان را تشکیل می‌دهیم . پس اتحاد و آشتی همه جبهه های کوردستان را نیاز داریم و هر سناریویی که اولویت قاطع را به کوردستان ندهد بر هم زننده اتحاد و در راستای اهداف حکومت های بیگانه توتالیتر میباشد .

این اتحاد نظامی با هر نوع تعریف مدرن از حزب هم سازگارتر است. سپاه کوردستان را تشکیل دهید تا همین سپاه و مردم ، سرزمین امن برای رقابت سیاسی سازنده احزاب فراهم آورند و با این کار همگان را مطمئن کنید که تعدد احزاب در روژهلات کوردستان می‌تواند نشانه قاطع دموکراسی باشد نه مایه ترس و نگرانی مردم و علت عدم وجاهت بین المللی.

در پایان ما نیاز به اثبات اتحاد داخلی خود داریم تا بتوانیم در مناسبات و اتحاد های بزرگ تر بین ملتهای منطقه ای و جهانی قرار بگیریم.